صفحه در حال بارگذاري است! لطفا کمي صبر کنيد...
|
سید مرتضی معراجی
|
||
|
فرهنگی - ادبی |
طفیل هستی عشقند آدمی و پری
ارادتی بنما تا سعادتی ببری
حافظ
نه ناله ای و دعایی نه آه و چشم تری
چه گویمت که تو در خود شبی نمی نگری
از این سکوت و سکون سینه ام به تنگ آمد
چرا به حیرتی ای دل ؟ به حال خود نظری
چراغ روشن تو رهنمای عالم و خود
روا نباشد اگر ره به مقصدی نبری
به سود خود همه با مایه ی تو در سودا
چه می کنی که تو بی خود همیشه در ضرری ؟
قصور خدمت و چشم انتظاری رحمت
که راست کوتهی ای جان چو خویش بی هنری ؟
کنار کوثر و این گونه تشنه لب ، هیهات
که آب بگذردت از سر و تو بی خبری
سعادت تو ارادت به فاطمه ست (س) آری
« طفیل هستی عشقند آدمی و پری»
|
|