تبليغاتX
سید مرتضی معراجی
 
سید مرتضی معراجی
 
 
فرهنگی - ادبی
 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 1388/07/23ساعت 6:45  توسط سید مرتضی معراجی  | 
کوفه(خانه ی امام علی(ع))
 
کوفه (خانهی امام علی(ع))
 
... و هنوز امیر مومنان تنهاست هر چند به نامش پرچم ها می افرازند
 
 
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 1388/06/19ساعت 12:0  توسط سید مرتضی معراجی  | 

خجسته باد سالگرد میلاد نهایت آرزوی بشر

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 1388/05/07ساعت 14:16  توسط سید مرتضی معراجی  | 

اعیاد خجسته ی نیمه ی اول شعبان

 

بر آزادگان هستی مبارک

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 1388/05/04ساعت 10:29  توسط سید مرتضی معراجی  | 

مبعث دلیل عالم امکان و اوج کمال انسان مبارک

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 1388/04/28ساعت 12:11  توسط سید مرتضی معراجی  | 
 

نوروز بر همه ی ایرانیان

به ویژه شما عزیزانی که به این وب نوشت سر می زنید

مبارک

آرزوی سالهایی بهتر از آنچه گذراندیم را برای همه دارم 

 

این هم مختصری مطلب در باره ی نوروز از ویکی پدیا

که برای خالی نبودن عریضه تقدیم می گردد

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 1387/12/27ساعت 13:34  توسط سید مرتضی معراجی  | 

گرامی باد یاد مقدس اشرف ا لانبیاء و المرسلین که همه زیر سایه ی رحمت عالم

 گیرش نفس می کشیم و به نامش زندگی خود را رونق می دهیم و هنوز

 مظلوم  ترین بشر است  

وهمچنین متبرک است یاد فرزندان معصومش

حسن ابن علی المجتبی(ع)

و

علی ابن موسی الرضا(ع)

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 1387/12/05ساعت 14:8  توسط سید مرتضی معراجی  | 

 

اگر نیکی را دوست داریم پس بایستی که یاد نیکو نهادان را پاس داریم ومقاله ای که در ادامه ی

مطلب خواهید خواند (با عنوان در ستایش پدر به قلم رضا خجسته رحیمی ) پاسداشت نیکو نهادی

است که کمترین حقش بر گردن ما یادکرد اوست


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه 1387/11/08ساعت 12:34  توسط سید مرتضی معراجی 
 

السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین

و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین

 |+| نوشته شده در  شنبه 1387/10/14ساعت 17:0  توسط سید مرتضی معراجی  | 

 

نیم قرن پس از نیما

 



نیما یوشیج
: علی اسفندیاری "نیما یوشیج" روز 21 آبان 1274 شمسی در دهکده دور افتاده « یوش» مازندران به دنیا آمد.شصت و چهار سال عمر کردو 13 دی ماه 1338در زادگاهش تن به خاک تیره و سرد سپرد .


 |+| نوشته شده در  شنبه 1387/10/14ساعت 16:35  توسط سید مرتضی معراجی  | 
 

Image Preview 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه 1387/09/16ساعت 9:33  توسط سید مرتضی معراجی 

به یاد طاهره صفارزاده که همیشه دوستش داشته ام و باشعرش

زندگی کرده ام 

 

 
 


 

 

او که در معبر پاهای بویناک نگران جوانه ای بود و از میان کبوتران شهری که خواب ندارد سفر آخر را آغاز کرد


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه 1387/08/05ساعت 12:19  توسط سید مرتضی معراجی  | 

 

به مناسبت ۱۸ شهریور سالروز درگذشت جلال آل احمد

 

جلال الدین سادات آل احمد، معروف به جلال آل احمد در ۲ آذر ۱۳۰۲ در تهران به دنیا آمد. در ۱۳۲۳ به حزب توده پیوست و سه سال بعد در انشعابی جنجالی از آن کناره گرفت. نخستین مجموعه داستان خود به نام «دید و بازدید» را در همین دوران منتشر کرده بود. او که تاثیری گسترده بر جریان روشنفکری دوران خود داشت ، به جز نوشتن داستان به نگارش مقالات اجتماعی ، پژوهشهای مردم شناسی ، سفرنامه ها و ترجمه های متعددی نیز پرداخت. شاید مهمترین ویژگی ادبی آل احمد نثر او بود. نثری فشرده و موجز و در عین حال عصبی و پرخاشگر، که نمونه های خوب آن را در سفرنامه های او مثل «خسی در میقات» و یا داستان - زندگینامه ی «سنگی بر گوری» میتوان دید. وی در ۱۸ شهریور ۱۳۴۸ در اسالم گیلان درگذشت... ( لطفا ادامه مطلب را مطالعه فرمایید )


                                                                                                          به نقل از وب عاشقونه


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  جمعه 1387/06/22ساعت 15:40  توسط سید مرتضی معراجی  | 

 اول شهریور ماه سالروز در گذشت دکتر خانلری است به همین مناسبت مطلب ذیلکه به قلم  آقای جواد اسحاقیان است تقدیم می گردد.

به نقل از آتی بان


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه 1387/06/05ساعت 13:36  توسط سید مرتضی معراجی  | 
 

محمود درویش با گنجشگکان الجلیل تا بی کرانگی پر کشید

 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/22ساعت 12:39  توسط سید مرتضی معراجی  | 
 


 

Image Preview
 
ای جان جان جان جان        از جان جان شیرین تری
 
 
 |+| نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/08ساعت 12:37  توسط سید مرتضی معراجی  | 

                  من و شریعتی


 شریعتی زمانی در زندگی ام ظهور کرد که دختر نوجوان شانزده ساله ای بودم که در دبیرستان خوارزمی تهران درس می خواندم. پدر و مادر سنتی با انصافی داشتم که عاشق فرزندانشان بودند و مثل همه عاشقان دیگر طبعاً نگران آنها بودند. در فضای اجتماعی که در آن به سر می بردم، آشفته بازاری از کهنه و نو به چشم می خورد. در خیابان هم زنان مینی ژوپ پوش را می توانستی ببینی و هم زنان چادری را، در مدرسه هم همینطور، با این تفاوت که معلم چادری نبود....

ادامه مطلب را مطالعه بفرمایید


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 1387/04/12ساعت 13:15  توسط سید مرتضی معراجی  | 
وصيت نامه دکتر علي شريعتي

به مناسبت سالگرد عروح شهادت گونه اش

 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 1387/03/30ساعت 13:2  توسط سید مرتضی معراجی  | 

منصور اوجی متولد 1316شیراز، که هم اکنون در زادگاه خود به سر می برد تا کنون حدود 19 مجموعه شعر منتشر کرده است که آخرین آنها عبارتند از: شعر چیزیست شبیه گرگ، باغ و جهان مردگان . از این شاعر به زودی دو اثر با عنوان « شعرهای مصری» و « مرا بشنوید» منتشر خواهد شد. دوشعر تازه از این شاعر با عناوین « شاعر» و« شاعران» را می خوانیم.

منصور

« شاعر»

------------------------------------

درنیمه های شب

باآن گُل درشت که چید ازمیان باغ

برگشت.

ومثل کلمه ای

آن را در انتهای شعر چنان جای داد

که در شکاف مجری ظلمت ، کلید را

وشعر ناتماش

در شعله های آتش

با کلمه ای مجسم

پایان گرفت و کامل شد.

آن گاه

مثل خدا

چشمی بهم نهاده وُ غلتی زد

و روی گردۀ دگرش خفت

تا بازدر سپیده دیگر

درکودکی دیگر برگردد.

 

 

« شاعران»

--------------------------------

دیگر بار ، کودکانه ، به کشف جهان می آئیم

شور سفید را ، می چشیم

روشنِ روان را ، می نوشیم

گِرد سرخ را ، دندان می بریم

وپرنده صبح را، می شنویم

و نام می گذاریم

نمک را

آب را

سیب را

و گنجشک را .

و می رویم

تا دیگر بار ، جهان به کشفمان برخیزد

در دیاری دیگر

ودر کودکی

دیگر.

نقل از آتی بان

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/25ساعت 19:51  توسط سید مرتضی معراجی  | 

یک یاد کرد بی بهانه ( مگر برای خواندن شعر خوب باید بهانه داشت؟)

 

سياوش كسرايي در پنجم اسفندماه سال ‌1305خورشيدي  در شهر "اصفهان" به‌دنيا آمد و نوزدهم بهمن‌ماه سال ‌1374 خورشيدي  در "وين" درگذشت. از آثار منتشر شده وي مي توان به : « به‌ سرخي آتش، به طعم دود»،« تراشه‌هاي تبر»،«خانگي»، « با دماوند خاموش»،« آوا»،« سنگ و شبنم»،« خون سياوش»، « هواي آفتاب»، « آرش كمانگير»، « سنگ و شبنم »، « از قُرق تا خروسخوان»، « مهرۀ سرخ» اشاره كرد.اگرچه كسرايي را بيشتربا شعر بلند «آرش كمانيگر»  كه منظومه اي حماسي است مي شناسند ، اما اودر قالب هاي ديگر چون غزل و  شعر نيمايي و آزاد هم  ازتوانايي هاي خوبي برخوردار است. 



آرش  كمانگير

برف مي بارد
برف  مي بارد  به روي  خار و خاراسنگ.

كوهها  خاموش

د
ره ها  دلتنگ
راه ها  چشم  انتظار  كارواني  با صداي  زنگ...

 

به نقل از آتیبان




 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/24ساعت 20:46  توسط سید مرتضی معراجی  | 
 

فروغ فرخزاد

از زبان

سیمین بهبهانی 

 

 

 

نقل ازگیلنا به واسطه ی دینگ دانگ

 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/17ساعت 9:51  توسط سید مرتضی معراجی  | 

یاد بهزاد پاک نهاد در شعر استاد پرتو کرمانشاهی که دیر زیاد

 

دیده خون شد به امیدی که تو در دل باشی

تو به یاد من دل خون شده مشکل باشی

آخر ای قافله سالار عزیزان تا چند

ما در این قافله باشیم و تو غافل باشی

بخت آئینه ندارد دل تنگم اما

شکوه با کس نکنم چون تو مقابل باشی

دیده ها چون مه و مهرند به راهت شب و روز

تا تو ای کوکب طالع به که مایل باشی

گل به شکرانه توان چید از آن باغ جمال

که ترا سال به شصت آمد و خوشگل باشی

حالیا مرثیه خوان دل خویشم « بهزاد»

تا تو کی مرثیه گوی من بی دل باشی

شمع من جلوه ز فانوس تو دارد. آری

تا کی از« پرتو »خود این همه غافل باشی

 

 

                                            بهار 64

                                           از کتاب کوچه باغی ها

 

به یاد آن روز ها که در خدمتشان بودم  : بهار بود و .../ بهار رفت و ... هرچه بود گذشت

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/09ساعت 10:8  توسط سید مرتضی معراجی  | 
شاعر پیک های رویایی دبستانمان 

پروین دولت آبادی

                                         پشت غبار زمان پنهان شد 

                                                               یادش گرامی و جاودان

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/03ساعت 12:6  توسط سید مرتضی معراجی  | 
سخن از درد چه گوییم که بی دردانیم

جامه ی مرد چه پوشیم که نا مردانیم

از پی خواهش دل گر چه بسی خرد و حقیر

چون صبا با قدم سعی  جهانگردانیم

زمهریریم و زما کوره ی خورشید خموش

نه همین باد خزانیم و ز دم سردانیم

ساخته عرصه ی نیرنگ و در او تاخته اسب

با حریفی دو سه چون خویش همآوردانیم

نه تنی لایق داس و نه سری در خور تیغ

خوشه رسته به مرداب و شده زرد . آنیم

عشق آن درد شناس دل و جان از من و تو

روی گرداند و به جا بود که بی دردانیم

زنده  یاد استاد یدالله بهزاد کرمانشاهی

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/03ساعت 9:42  توسط سید مرتضی معراجی  | 

یادکرد نوروز به قلم  همیشه سبز دکتر شریعتی اگر چه بارها خوانده باشی هنوز هم بهاری است پس دوباره می خوانیم:

در اسفند سال ۴۶ دانشجویان تاریخ به عنوان سفر علمی به عراق رفتند ...


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه 1387/01/31ساعت 16:20  توسط سید مرتضی معراجی  | 
 
  بالا