صفحه در حال بارگذاري است! لطفا کمي صبر کنيد...
|
سید مرتضی معراجی
|
||
|
فرهنگی - ادبی |
میلاد با سعادت
نورالعین رسول ا... (ص)
حضرت فاطمه ی زهرا (س)
برکائنات مبارک
۲ - با تمام بی حوصلگی به سالها پیش بر می گردم و فعلا این دو بیت را تکرار می کنم که یعنی هستم
فتاده تخته سنگ آنسوی تر انگار کوهی بود
م.امید
سنگی است دو رو که هردو می دانیمش
ا.خ
هر چند که خیره بود گرداندن سنگ
ی . ن. احساس
آن سنگ ...
آن سنگ که پیش از تو و من گرداندند
وندر هنرش خیره بزرگان ماندند
چون ما اگرش دوباره برگردانند
خوانند هر آنچه آن دگرها خواندند
در میان این همه قبض
چقدر دلم می خواهد کاغذی پیدا کنم
که رویش یک دوبیتی نوشته باشم
تا یادم بیاید
چقدر من نیستم
در این روزگاری که نمی خواهد
مرا رها کند
مرا درست بگذارد وسط خودم
وقتی که سر سبز
سر سبز
مثل دیروزهای همراه با حسرت
مثل این خودکار
که دیگر نمی خواهد
بدهکار و بستانکار را
به حساب بیاورد
دلش نمی خواهد
کاغذ را سیاه کند و مچاله
مثل من
که حالا دیگر
سر حالم
و می توانم درست
خودم باشم
با قبض های توی جیبم
و کاغذی که دارم
تا می کنم و بر می دارم
برای خودم شدن
خودم بودن
نیمه شب ۹/۳/۸۸
طفیل هستی عشقند آدمی و پری
ارادتی بنما تا سعادتی ببری
حافظ
نه ناله ای و دعایی نه آه و چشم تری
چه گویمت که تو در خود شبی نمی نگری
از این سکوت و سکون سینه ام به تنگ آمد
چرا به حیرتی ای دل ؟ به حال خود نظری
چراغ روشن تو رهنمای عالم و خود
روا نباشد اگر ره به مقصدی نبری
به سود خود همه با مایه ی تو در سودا
چه می کنی که تو بی خود همیشه در ضرری ؟
قصور خدمت و چشم انتظاری رحمت
که راست کوتهی ای جان چو خویش بی هنری ؟
کنار کوثر و این گونه تشنه لب ، هیهات
که آب بگذردت از سر و تو بی خبری
سعادت تو ارادت به فاطمه ست (س) آری
« طفیل هستی عشقند آدمی و پری»
|
|