تبليغاتX
سید مرتضی معراجی
 
سید مرتضی معراجی
 
 
فرهنگی - ادبی
 
 

این را دوستی برایم از طریق پست الکترونیکی فرستاده بود دلم خواست شما هم بدانید و اگر خواستید سری بزنید ( من که سر زدم با ۵۱.۳در صد فلسطین جلو افتاده بود ولی کافی نیست )

با سلام

یک نظرسنجی    با این عنوان که ایا اسرائیل حق حمله به فلسطینیان را دارد ؟ در حال برگزاری است ؛ نظر موافقین حمله اسرائیل بیشتر از مخالفین است ، با مراجعه به ادرس زیر و ارسال به دوستان جلوی این جنگ اینترنتی را بگیریم.

     

http://www.israel-vs-palestine.com/                                                                                                     

 |+| نوشته شده در  شنبه 1387/10/28ساعت 12:30  توسط سید مرتضی معراجی 

 

نازک ترم  ز شیشه و آماج سنگ ها

آهوی مانده بر سر راه پلنگ ها

هر تکه از دل من و نیش هزار گرگ

چون برّه در ضیافت دندان و چنگ ها

هر لحظه از حیات مرا رنگ مرگ زد

عمری شتاب های نهان در درنگ ها

سر می کشم  ز روز و شب این زهر مار را

عادت نموده ام  به شراب شرنگ ها

این بوده داستان من و دوستان من

در ورطه ی زمانه ی نیرنگ و رنگ ها

خود زنده ایم تا دگران زندگی کنند

ما فوج ماهیان خلیج نهنگ ها

                                                ۷۸.۸.۱۷

 |+| نوشته شده در  جمعه 1387/10/27ساعت 11:21  توسط سید مرتضی معراجی  | 
 

مديريت راهبردي در نهضت كربلا‌

مهندس عزت الله سحابی


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/23ساعت 14:23  توسط سید مرتضی معراجی  | 
 

آی

    شمر

          شمر

                شمر

 

این مقتل خوانان

آبروی خنجرت را خریدند

 

کجایی

         که تو رو به رو بودی و ...

 

اینان

       به کدام روی نمی دانم

                                    به رویش نگاه خواهند کرد

 

تو

   عباس را می خواستی بفریبی

وینان

       قصد قافله را دارند

 

تو یزیدت شامی و

اینان شامشان یزیدی است

 

 

آی

    شمر

         شمر

حسین در هیچ عاشورایی چنین مظلوم نبوده است

در هیچ عاشورا

حتی وقتی تو در گودال بودی

و زینب بر تل

 

بگو

      اصغر

               علی بود

که فرقش

            در گلوی خونفشانش بود

 

نه

    کشکول ِ

               در یوزگی ِ...

 

                                 نعوذا" با ...

                                                  ـ آه ـ

 

شمر

      شمر

چرا باید با تو سخن گفت

اگر اینان برای دلشان می خواندند

                                            نه کرسی و

                                                           صدایشان

برای خدایشان

نه سکه ی طلایشان

 

آی

    شمر

          شمر

 

وای ِمان و ...

                  وای ِشان

           

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/16ساعت 10:13  توسط سید مرتضی معراجی  | 
  1

 آن روز در آن صحنه به میدان جهاد

تا آنکه کند امام خود را امداد

عباس ِ علی (ع) به بیعتی دیگر باز

اول به جناب دوست دستش را داد

___________________________________________

2

 ای خصم مزن تیر مرا از چپ و راست

کاین مشک پر آب ، آبروی دنیاست

ای کاش که آب می شدم آن هنگام

کز خیمه صدای العطش بر می خاست

 _______________________________________________

3

 با اهل خیام کرد تودیع ، آنگاه

بنهاد قدم شبه پیمبر در راه

او رفت و به قامتش پدر کرد نگاه

لا حول ولا قوة الا با …

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/15ساعت 9:6  توسط سید مرتضی معراجی  | 
 

السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین

و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین

 |+| نوشته شده در  شنبه 1387/10/14ساعت 17:0  توسط سید مرتضی معراجی  | 

 

نیم قرن پس از نیما

 



نیما یوشیج
: علی اسفندیاری "نیما یوشیج" روز 21 آبان 1274 شمسی در دهکده دور افتاده « یوش» مازندران به دنیا آمد.شصت و چهار سال عمر کردو 13 دی ماه 1338در زادگاهش تن به خاک تیره و سرد سپرد .


 |+| نوشته شده در  شنبه 1387/10/14ساعت 16:35  توسط سید مرتضی معراجی  | 
مهر پنهان

             ره مه آلود است

وآسمان دل دوباره

                       ابر اندود است

  

هیچ سو سو یی ز سویی نیست

سر پناهی در گذر گاهی و کویی نیست

هر چه راه از هر کجایی هست

پیش چشمت در مهی انبوه محدود است

  

شب گذشته

              لیک این صبح مه آلوده

مهر گویی خود به کیشش نیست

فرق بین گرگ و میشش نیست

وندر آئینش

              مهر مرتد

                           ماه مطرود است

  

نیست روشن گر که چشمت را کنی خیره

در ره ِ تیره

روزنی تا گرم سازی دل

آتشی تا گرم سازی دست

هر طرف تا چشم می بیند همه دود است

  

آسمان بی مهر

                  ره مه آلود است .

  

                                                                                 70.10.5

 |+| نوشته شده در  شنبه 1387/10/07ساعت 14:33  توسط سید مرتضی معراجی  | 
 

برنده نوبل ادبیات ؛
« ژان ماری گوستاو لوكلزیو» در یك نگاه
ترجمه: زهرا بدلی  

نگاهی به "ژان ماری گوستاو لوكلزیو" نویسنده فرانسوی وبرنده جایزه نوبل ادبیات در سال 1387(2008م).

 

 

هوراس انگدال، دبیر دائمی آکادمی نوبل سوئد، پس از آنکه  نویسندگان آمریكایی را «منزوی و بدون اطلاع از جریان ادبی اروپا" خواند، هیچ یك از این نویسندگان را شایسته دریافت جایزه نوبل ندانست و جایزه نوبل ادبیات را به نویسنده و مقاله نویس فرانسوی، ژان ماری گوستاو لوكلزیو اهدا كرد.

 

لوکلزیو نویسنده‌ای 68 ساله و معروفی‌ ا‌ست که بیش از 40 کتاب منتشر کرده، و در ادبیات فرانسه به عنوان چهره‌ای برجسته و خالق آثار ماجراجویانه و ماورای فرهنگ و تمدن بشر شناخته شده است.

آکادمی نوبل برای تقدیر از این نویسنده، گران‌بهاترین جایزه ادبی سال را  به ارزش $1.43 میلیون دلار به او اهدا كرد و به عنوان «نویسنده بدعت‌ها، ماجراهای شاعرانه و هیجانات جسمانی» و «كاوشگر انسانیتی ماورا و مادون قلمرو تمدن انسانی» خواند. منظور از قلمرو تمدن انسانی در آثار او غالبا کشورهای غربی و اروپایی هستند.

 پدر و مادر او اهل جزیره موریستس بودند، او در فرانسه به دنیا آمد و در آنجا بزرگ شد. در نیجریه، تایلند، مکزیک، کره جنوبی و پاناما نیز زندگی کرده و در آثارش غالبا فرهنگ بومی آمریکا مشهود است. در دانشگاه‌ها و موسسات دور افتاده از قبیل دانشگاه نیو مکزیکو و دانشگاه دخترانه اوا در کره جنوبی نیز تدریس كرده است.

لوکلزیو در اولین واكنش، پس از شنیدن خبر برگزیده شدنش،گفت:‌ من بسیار تحت‌تأثیر قرار گرفته‌ام و فوق‌العاده شگفت‌زده شده‌ام. این جایزه افتخار بزرگی برای من است. این در حالی است كه ژان پل سارتر، نویسنده مشهور فرانسوی در سال 1964 از پذیرفتن این جایزه خودداری كرد.

نیكولای ساركوزی رییس جمهور فرانسه برنده شدن لوكلزیو را «افتخاری برای فرانسه، زبان فرانسوی و فرانسوی زبانان سراسر جهان» نامید.

لوکلزیو دوازدهمین نویسنده فرانسوی است که از سوی آکادمی سوئد انتخاب می‌شود و از نویسندگان برتر این جوایز می‌توان کلود سیمون و رومین رولند را نام برد، اما مارسل پروست از نویسندگانی است که موفق به دریافت این جایزه نشده است. اگرچه آمریکایی‌ها هر ساله جوایز علمی مختلفی را دریافت می‌کنند، اما معدود نویسنده‌ای از ایالات متحده توانسته است برنده جوایز نوبل ادبیات شود، كه آخرین نویسنده آمریكایی، «تونی موریسون» بود كه این جایزه را در 1993به دست آورد.

شهرت جهانی لوکزیو به خانواده  او باز می‌گردد. پدر او انگلیسی و مادرش فرانسوی تبار بود، هر دو آنها پسرعمو و دختر عمو بودند. فامیلی آنها لوکلزیو بود و در بریتانی و جزیره موریتانی در اقیانوس هند ریشه داشتند. او در سال 1940 به دنیا آمد، زمانی كه 8 سال داشت همراه خانواده‌اش به نیجریه رفت. جایی كه پدرش به عنوان یك پزشك در جریان جنگ جهانی دوم در آنجا خدمت می‌كرد.   

او از همان دوران کودکی به دو زبان فرانسوی و انگلیسی صحبت می‌کرد، مدرک لیسانس خود را از  دانشگاه بریستول در رشته زبان و ادبیات انگلیسی‌، مدرک فوق لیسانس را از دانشگاه (Aix-en-Provence) فرانسه و دکتری را از دانشگاه (  Perpignan) دریافت نمود و رساله دکتری خود را با موضوع «تاریخ باستانی مکزیک» ارائه كرد. 

اولین رمان او در سال 1963 با عنوان «بازخواست» منتشر شد و خوانندگان بسیاری از آن استقبال نمودند، و  بیش از 100000 نسخه از رمان او منتشر شد. در جشنواره ادبی فرانسه به عنوان بزرگ‌ترین نویسنده زنده فرانسوی معرفی شد. (بسیاری از کتاب‌های اخیر لوکزیو با تیراژ بالایی در فرانسه به فروش می‌رسد- اگرچه آمریکایی‌های منزوی بسیاری از کتاب‌های او را ترجمه نکرده‌اند، اما او از چهره‌های ادبی ناشناخته و حاشیه‌ای در دنیای ادبیات نیست.)

از دیگر آثار او می توان «طوفان» 1966،«کتاب پرواز» 1969، «غول‌ها» 1973 اشاره نمود. در این آثار نویسنده به مسائل طبیعی و زیستی پرداخته است. آثار او تداعی کننده آثار آلبرت کاموس(1913-1960)، نویسنده و نمایشنامه نویس فرانسوی و برنده جایزه نوبل است. کاموس از مخالفان جامعه مدرن و تکنولوژی است، چون تکنولوژی تاثیرات مخربی بر زندگی انسان‌ها داشته. او در آثارش همدردی خود را با این نوع زندگی بیان می‌کند و به منزوی بودن و عدم مالکیت انسان‌ها بر زندگی خود اشاره می‌نماید.

لوکزیو تمدن اروپا را در رمان خود « بیابان » 1980 توصیف می‌نماید و به چهره‌ای جهانی تبدیل می‌شود.  رمان «بیابان» از زبان یک اروپایی مهاجر، زنی جوان الجزایری، کارگری خارجی، شخصیت اصلی داستان، به نام لالا در مورسیلس (شهر ساحلی در فرانسه) توصیف می‌شود.
بسیاری از مجموع مقالات او برگرفته از تجربیات زندگیش در مکزیک‌، آمریکای مرکزی و  در میان مردمان بومی آنجا بوده است. از سال‌های 1967 تا 1970 در میان قبایل "امبرا" پاناما زندگی کرده است.

او در مصاحبه خبری خود از منتقدان ادبی انتقاد می‌کند، زیرا آنها او را فرانسویی می‌دانند که در توصیف تمدن قبایل و مردم بومی به طور اغراق آمیزی برای کسب جایزه نوبل توصیف نموده است. در ادامه به این نکته اشاره می‌کند که هدفش تغییر نگرش افکار متجدد اروپایی‌ها به فرهنگ غرب و جلب كردن به ابعاد معنوی سایر مردم و فرهنگ‌ها است. آکادمی نوبل در ارایه جایزه نوبل به «جذابیت رویای بهشت روی زمین» در آثار لوکزیو اشاره می‌کند.

آثار اخیر لوکزیو بیانگر شرح حال خود نویسنده است. در رمان «انقلاب» 2003 شخصیت اصلی داستان دارای افکاری همانند لوکزیو است،او سرگذشتی همانند سرگذشت لوکزیو در دوران دانشجویی در لندن و مکزیک دارد و  توصیف او از خاندان برتون همانند اوست.  رمان «آفریقایی‌ها» 2004 بر اساس داستان زندگی پدر جراح لوکزیو و ارث خانوادگی موریتس است.

لوکزیو کتاب‌های متعددی را با موضوعات آداب و رسوم سرخ پوستان آمریکایی ترجمه كرده و چند داستان هم برای کودکان نوشته است. در طول سال‌های نویسندگی‌اش، جوایز متعددی را از انجمن ادبی فرانسه دریافت نمود. در بیشتر مصاحبات او خود را فردی تبعیدی و دوره گرد می‌داند که میهنش فرانسه و زبانش فرانسوی است.


نوشته:كارلین رومانو ( Carlin Romano)

منبع: WWW.nobelprize.com

به نقل از آتی بان

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 1387/10/03ساعت 16:15  توسط سید مرتضی معراجی  | 
 


 

درخشش محمود معراجی هنرمند

مهاجر ایرانی در عرصه نقاشی جهان

پنجشنبه ۲۱ آذر ۱۳۸۷ - ۱۱ دسامبر ۲۰۰۸


حسن زرهی


zerehi.jpg

محمود معراجی نقاش ایرانی برنده مسابقه سالانه ی فستیوال جهانی پرتره

همکار شهروند محمود معراجی سالهاست که نقاشی می کند و همین هنر را آموزش می دهد. از آموزش های او در همین شهر و بی گمان به هنگام تدریس در ایران حالا دیگر شاگردان او خود از نقاشان شده اند. یکی از کارهای معراجی پرتره است. او پرتره های به یاد ماندنی از هنرمندان ایرانی کار کرده است. مدتها بود با آقای معراجی حرف برپایی نمایشگاهی از پرتره های او را می زدم. به گمانم تازه ترین پرتره ای که محمود کشیده است، پرتره ی سلی هنرمند همشهری ما در تورنتو است. و هم اکنون او دارد روی پرتره ی استاد عباس جوانمرد کار می کند.
فستیوال جهانی پرتره همه ساله در تورنتو برگزار می شود و هنرمندانی از سراسر جهان در این جشنواره ی هنری و مسابقه ی پرهیجان استادان پرتره شرکت می کنند. امسال نیز علاوه بر هنرمندان کانادایی از سراسر این کشور، هنرمندانی از سوئیس، چین و آمریکا در فستیوال حضور داشتند. از میان صدها هنرمند نقاش صاحب نام کانادایی و جهانی اگر هنرمندی به جمع ۲۰ نفر نهایی راه یابد به موقعیت مهمی در نقاشی دست یافته است. محمود معراجی امسال ابتدا از ۲۰ برگزیده سال شد، و بعد از ۵ نامزد نهایی فستیوال بود. اینکه معراجی توانسته بود از میان آن همه هنرمند و استاد نقاشی جهانی جزو ۵ نفر نهایی مسابقه باشد خود افتخار بزرگی بود و مایه خوشحالی بسیار. اما خوشبختانه شادی ما به همین جا خاتمه نیافت!
جمعه پنجم دسامبر ۲۰۰۸، در شب مراسم، ابتدا آثار دهها نقاش از سراسر جهان را در دو طبقه ی نمایشگاه "مرکز هنری تورنتو" به نمایش نهادند، و جمعی از هنرمندان حاضر در سالن با لهجه ها، زبانها و پوشش های گوناگون آثار متنوعشان را نمایندگی می کردند. اثر محمود معراجی نیز در میان همین آثار و جزو ۵ منتخب نهایی جشنواره بود، موقعیتی که تا همانجایش هم ما کلی حظ کرده بودیم.
در ساعت نه و سی دقیقه هنرمندان و گردانندگان جشنواره جهانی پرتره در سالن اجتماعات مرکز هنری تورنتو گرد آمدند تا برگزیدگان سال و برنده ی اصلی امسال را اعلان کنند. ما ایرانیان جمع اندکی را تشکیل می دادیم. علاوه بر همسر محمود، عمیده خانم و فرزند هنرمند و نقاششان مهراد دو سه تن از شاگردان معراجی و پویان طباطبایی هنرمند عکاس و دوست او ـ که عکس روی جلد هم از کارهای اوست ـ حضور داشتند. ورودیه ۱۵۰ دلاری برنامه و محدود بودن آن به حضور هنرمندان و خانواده های آنان مانع از اطلاع یابی ایرانیان و لابد اقوام دیگر شده است، هر چند جمعیت حاضر درست به میزان ظرفیت سالن بود.
در آغاز خانم النا کاراکویلوسکایا که از استادان پیانو نواز است، آثاری از موسیقیدانان و آهنگسازان بزرگ جهان را به زیبایی تمام نواخت، و بعد مراسم شروع شد. ابتدا از 20 نقاش فینالیست جشنواره با دادن تقدیر نامه و یک شاخه گل سفید تشکر و قدردانی شد، آن ۲۰ نقاش زن و مرد با غرور و افتخار تقدیرنامه ها را می گرفتند و شادمان بودند که در میان نقاشان پرتره ی کانادا و جهان از زمره ی بهترین بیست تن هستند. بعد نوبت به چهار نقاش برتر رسید که لوح دریافت کردند و سرانجام اعلان شد که جایزه اول و بزرگ امسال به نقاش ایرانی محمود معراجی و پرتره ی او "لئون" داده می شود. دهها هنرمند در سالن به پا خاستند و با دست زدنهای طولانی و هورا و هیجان از انتخاب معراجی و کار او اظهار شادمانی کردند. شما خود حال ما ایرانیان اندک در میان آن جمع را حدس بزنید. جامعه کوچک اما پربار ما دارد روز به روز موثرتر و مثمر ثمرتر در کشور تازه اش به بار می نشیند، و مایه غرور همگان می شود.
محمود معراجی هنرمندی است که سالهاست نقاشی می کند. سالها تدریس کرده است، هم در دانشکده های هنر ایران و هم در کانادا در کلاسهای خصوصی، و سالهاست که از همکاران خوب شهروند است. صفحه ی داستان شهروند همیشه با آثار معراجی معنای دیگری پیدا کرده است. بارها و بارها از هفت سین گرفته تا پرتره ی شاملو و یلدا و بهانه های دیگر روی جلد شهروند به کارهای معراجی مزین شده است. او دهها نمایشگاه در کانادا و پیش از این شمار بسیاری نمایشگاه فردی و جمعی در ایران داشته است، به باور بسیاری از استادان نقاشی ایران و کانادا نقاش صاحب سبکی است و غیر از نقاشی کار دیگری نکرده است. کارهای تازه ی او هم به لحاظ اجرایی و هم از منظر معنایی کارهای پست مدرن هوشمندانه ای هستند، محمود در انتخاب رنگ ها و روایت معناها در کارش سبک و سیاق مخصوص به خودش را دارد. امیدواریم در فرصت مناسبی به ظرایف آثار معراجی چنان که شایسته ی کارهای اوست پرداخته شود. اما تا آن زمان به همکار نازنین شهروند محمود معراجی و به جامعه ی ایرانیان کانادا این موفقیت بزرگ را تبریک می گوییم و امیدواریم از این خبرها بیشتر در جامعه ی جوان ما در این سوی جهان شنیده شود.
                                                                                  به  نقل از شهروند -  کانادا
 
(جهت آشنایی بیشتر با آثار این هنرمند مهاجر ایرانی می توانید به سایت وی که در بخش پیوند های وب نوشت حاضر قرار گرفته است  مراجعه فرمایید) 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/01ساعت 16:17  توسط سید مرتضی معراجی  | 
 
  بالا