صفحه در حال بارگذاري است! لطفا کمي صبر کنيد...
|
سید مرتضی معراجی
|
||
|
فرهنگی - ادبی |
این را دوستی برایم از طریق پست الکترونیکی فرستاده بود دلم خواست شما هم بدانید و اگر خواستید سری بزنید ( من که سر زدم با ۵۱.۳در صد فلسطین جلو افتاده بود ولی کافی نیست )
|
با سلام یک نظرسنجی با این عنوان که ایا اسرائیل حق حمله به فلسطینیان را دارد ؟ در حال برگزاری است ؛ نظر موافقین حمله اسرائیل بیشتر از مخالفین است ، با مراجعه به ادرس زیر و ارسال به دوستان جلوی این جنگ اینترنتی را بگیریم.
|
نازک ترم ز شیشه و آماج سنگ ها
آهوی مانده بر سر راه پلنگ ها
هر تکه از دل من و نیش هزار گرگ
چون برّه در ضیافت دندان و چنگ ها
هر لحظه از حیات مرا رنگ مرگ زد
عمری شتاب های نهان در درنگ ها
سر می کشم ز روز و شب این زهر مار را
عادت نموده ام به شراب شرنگ ها
این بوده داستان من و دوستان من
در ورطه ی زمانه ی نیرنگ و رنگ ها
خود زنده ایم تا دگران زندگی کنند
ما فوج ماهیان خلیج نهنگ ها
۷۸.۸.۱۷
آی
شمر
شمر
شمر
این مقتل خوانان
آبروی خنجرت را خریدند
کجایی
که تو رو به رو بودی و ...
اینان
به کدام روی نمی دانم
به رویش نگاه خواهند کرد
تو
عباس را می خواستی بفریبی
وینان
قصد قافله را دارند
تو یزیدت شامی و
اینان شامشان یزیدی است
آی
شمر
شمر
حسین در هیچ عاشورایی چنین مظلوم نبوده است
در هیچ عاشورا
حتی وقتی تو در گودال بودی
و زینب بر تل
بگو
اصغر
علی بود
که فرقش
در گلوی خونفشانش بود
نه
کشکول ِ
در یوزگی ِ...
نعوذا" با ...
ـ آه ـ
شمر
شمر
چرا باید با تو سخن گفت
اگر اینان برای دلشان می خواندند
نه کرسی و
صدایشان
برای خدایشان
نه سکه ی طلایشان
آی
شمر
شمر
وای ِمان و ...
وای ِشان
آن روز در آن صحنه به میدان جهاد
تا آنکه کند امام خود را امداد
عباس ِ علی (ع) به بیعتی دیگر باز
اول به جناب دوست دستش را داد
___________________________________________
2
ای خصم مزن تیر مرا از چپ و راست
کاین مشک پر آب ، آبروی دنیاست
ای کاش که آب می شدم آن هنگام
کز خیمه صدای العطش بر می خاست
_______________________________________________
3
با اهل خیام کرد تودیع ، آنگاه
بنهاد قدم شبه پیمبر در راه
او رفت و به قامتش پدر کرد نگاه
لا حول ولا قوة الا با …
السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین
و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین
|
نیم قرن پس از نیما
|
![]() نیما یوشیج : علی اسفندیاری "نیما یوشیج" روز 21 آبان 1274 شمسی در دهکده دور افتاده « یوش» مازندران به دنیا آمد.شصت و چهار سال عمر کردو 13 دی ماه 1338در زادگاهش تن به خاک تیره و سرد سپرد . |
ره مه آلود است
وآسمان دل دوباره
ابر اندود است
هیچ سو سو یی ز سویی نیست
سر پناهی در گذر گاهی و کویی نیست
هر چه راه از هر کجایی هست
پیش چشمت در مهی انبوه محدود است
شب گذشته
لیک این صبح مه آلوده
مهر گویی خود به کیشش نیست
فرق بین گرگ و میشش نیست
وندر آئینش
مهر مرتد
ماه مطرود است
نیست روشن گر که چشمت را کنی خیره
در ره ِ تیره
روزنی تا گرم سازی دل
آتشی تا گرم سازی دست
هر طرف تا چشم می بیند همه دود است
آسمان بی مهر
ره مه آلود است .
70.10.5
|
برنده نوبل ادبیات ؛
« ژان ماری گوستاو لوكلزیو» در یك نگاه
| |||
|
نگاهی به "ژان ماری گوستاو لوكلزیو" نویسنده فرانسوی وبرنده جایزه نوبل ادبیات در سال 1387(2008م).
هوراس انگدال، دبیر دائمی آکادمی نوبل سوئد، پس از آنکه نویسندگان آمریكایی را «منزوی و بدون اطلاع از جریان ادبی اروپا" خواند، هیچ یك از این نویسندگان را شایسته دریافت جایزه نوبل ندانست و جایزه نوبل ادبیات را به نویسنده و مقاله نویس فرانسوی، ژان ماری گوستاو لوكلزیو اهدا كرد.
لوکلزیو نویسندهای 68 ساله و معروفی است که بیش از 40 کتاب منتشر کرده، و در ادبیات فرانسه به عنوان چهرهای برجسته و خالق آثار ماجراجویانه و ماورای فرهنگ و تمدن بشر شناخته شده است. آکادمی نوبل برای تقدیر از این نویسنده، گرانبهاترین جایزه ادبی سال را به ارزش $1.43 میلیون دلار به او اهدا كرد و به عنوان «نویسنده بدعتها، ماجراهای شاعرانه و هیجانات جسمانی» و «كاوشگر انسانیتی ماورا و مادون قلمرو تمدن انسانی» خواند. منظور از قلمرو تمدن انسانی در آثار او غالبا کشورهای غربی و اروپایی هستند. پدر و مادر او اهل جزیره موریستس بودند، او در فرانسه به دنیا آمد و در آنجا بزرگ شد. در نیجریه، تایلند، مکزیک، کره جنوبی و پاناما نیز زندگی کرده و در آثارش غالبا فرهنگ بومی آمریکا مشهود است. در دانشگاهها و موسسات دور افتاده از قبیل دانشگاه نیو مکزیکو و دانشگاه دخترانه اوا در کره جنوبی نیز تدریس كرده است. لوکلزیو در اولین واكنش، پس از شنیدن خبر برگزیده شدنش،گفت: من بسیار تحتتأثیر قرار گرفتهام و فوقالعاده شگفتزده شدهام. این جایزه افتخار بزرگی برای من است. این در حالی است كه ژان پل سارتر، نویسنده مشهور فرانسوی در سال 1964 از پذیرفتن این جایزه خودداری كرد. نیكولای ساركوزی رییس جمهور فرانسه برنده شدن لوكلزیو را «افتخاری برای فرانسه، زبان فرانسوی و فرانسوی زبانان سراسر جهان» نامید. لوکلزیو دوازدهمین نویسنده فرانسوی است که از سوی آکادمی سوئد انتخاب میشود و از نویسندگان برتر این جوایز میتوان کلود سیمون و رومین رولند را نام برد، اما مارسل پروست از نویسندگانی است که موفق به دریافت این جایزه نشده است. اگرچه آمریکاییها هر ساله جوایز علمی مختلفی را دریافت میکنند، اما معدود نویسندهای از ایالات متحده توانسته است برنده جوایز نوبل ادبیات شود، كه آخرین نویسنده آمریكایی، «تونی موریسون» بود كه این جایزه را در 1993به دست آورد. شهرت جهانی لوکزیو به خانواده او باز میگردد. پدر او انگلیسی و مادرش فرانسوی تبار بود، هر دو آنها پسرعمو و دختر عمو بودند. فامیلی آنها لوکلزیو بود و در بریتانی و جزیره موریتانی در اقیانوس هند ریشه داشتند. او در سال 1940 به دنیا آمد، زمانی كه 8 سال داشت همراه خانوادهاش به نیجریه رفت. جایی كه پدرش به عنوان یك پزشك در جریان جنگ جهانی دوم در آنجا خدمت میكرد. او از همان دوران کودکی به دو زبان فرانسوی و انگلیسی صحبت میکرد، مدرک لیسانس خود را از دانشگاه بریستول در رشته زبان و ادبیات انگلیسی، مدرک فوق لیسانس را از دانشگاه (Aix-en-Provence) فرانسه و دکتری را از دانشگاه ( Perpignan) دریافت نمود و رساله دکتری خود را با موضوع «تاریخ باستانی مکزیک» ارائه كرد. اولین رمان او در سال 1963 با عنوان «بازخواست» منتشر شد و خوانندگان بسیاری از آن استقبال نمودند، و بیش از 100000 نسخه از رمان او منتشر شد. در جشنواره ادبی فرانسه به عنوان بزرگترین نویسنده زنده فرانسوی معرفی شد. (بسیاری از کتابهای اخیر لوکزیو با تیراژ بالایی در فرانسه به فروش میرسد- اگرچه آمریکاییهای منزوی بسیاری از کتابهای او را ترجمه نکردهاند، اما او از چهرههای ادبی ناشناخته و حاشیهای در دنیای ادبیات نیست.) از دیگر آثار او می توان «طوفان» 1966،«کتاب پرواز» 1969، «غولها» 1973 اشاره نمود. در این آثار نویسنده به مسائل طبیعی و زیستی پرداخته است. آثار او تداعی کننده آثار آلبرت کاموس(1913-1960)، نویسنده و نمایشنامه نویس فرانسوی و برنده جایزه نوبل است. کاموس از مخالفان جامعه مدرن و تکنولوژی است، چون تکنولوژی تاثیرات مخربی بر زندگی انسانها داشته. او در آثارش همدردی خود را با این نوع زندگی بیان میکند و به منزوی بودن و عدم مالکیت انسانها بر زندگی خود اشاره مینماید. لوکزیو تمدن اروپا را در رمان خود « بیابان » 1980 توصیف مینماید و به چهرهای جهانی تبدیل میشود. رمان «بیابان» از زبان یک اروپایی مهاجر، زنی جوان الجزایری، کارگری خارجی، شخصیت اصلی داستان، به نام لالا در مورسیلس (شهر ساحلی در فرانسه) توصیف میشود. او در مصاحبه خبری خود از منتقدان ادبی انتقاد میکند، زیرا آنها او را فرانسویی میدانند که در توصیف تمدن قبایل و مردم بومی به طور اغراق آمیزی برای کسب جایزه نوبل توصیف نموده است. در ادامه به این نکته اشاره میکند که هدفش تغییر نگرش افکار متجدد اروپاییها به فرهنگ غرب و جلب كردن به ابعاد معنوی سایر مردم و فرهنگها است. آکادمی نوبل در ارایه جایزه نوبل به «جذابیت رویای بهشت روی زمین» در آثار لوکزیو اشاره میکند. آثار اخیر لوکزیو بیانگر شرح حال خود نویسنده است. در رمان «انقلاب» 2003 شخصیت اصلی داستان دارای افکاری همانند لوکزیو است،او سرگذشتی همانند سرگذشت لوکزیو در دوران دانشجویی در لندن و مکزیک دارد و توصیف او از خاندان برتون همانند اوست. رمان «آفریقاییها» 2004 بر اساس داستان زندگی پدر جراح لوکزیو و ارث خانوادگی موریتس است. لوکزیو کتابهای متعددی را با موضوعات آداب و رسوم سرخ پوستان آمریکایی ترجمه كرده و چند داستان هم برای کودکان نوشته است. در طول سالهای نویسندگیاش، جوایز متعددی را از انجمن ادبی فرانسه دریافت نمود. در بیشتر مصاحبات او خود را فردی تبعیدی و دوره گرد میداند که میهنش فرانسه و زبانش فرانسوی است.
منبع: WWW.nobelprize.com به نقل از آتی بان |
حسن زرهی
|
فستیوال جهانی پرتره همه ساله در تورنتو برگزار می شود و هنرمندانی از سراسر جهان در این جشنواره ی هنری و مسابقه ی پرهیجان استادان پرتره شرکت می کنند. امسال نیز علاوه بر هنرمندان کانادایی از سراسر این کشور، هنرمندانی از سوئیس، چین و آمریکا در فستیوال حضور داشتند. از میان صدها هنرمند نقاش صاحب نام کانادایی و جهانی اگر هنرمندی به جمع ۲۰ نفر نهایی راه یابد به موقعیت مهمی در نقاشی دست یافته است. محمود معراجی امسال ابتدا از ۲۰ برگزیده سال شد، و بعد از ۵ نامزد نهایی فستیوال بود. اینکه معراجی توانسته بود از میان آن همه هنرمند و استاد نقاشی جهانی جزو ۵ نفر نهایی مسابقه باشد خود افتخار بزرگی بود و مایه خوشحالی بسیار. اما خوشبختانه شادی ما به همین جا خاتمه نیافت!|
|